زبان دیگر
یک عمو داشتم، عموی پدرم بود. او آدم حسابی بود. سی سال بیخود و بیجهت یاغیگری کرده بود. وقتی دستگیرش کردند توی محکمه ازش پرسیدند که چرا یاغیگری میکرده و جواب داده بود: «اینطوری زندگی را دوست داشتم.» ازش پرسیدند دلیل قوی تر ندارد؟ و او جواب داده بود: «مگر برای یاغی نبودن دلیل قویتری وجود دارد؟»
مکانهای عمومی
نادر ابراهیمی
نشر روزبهان
+ [ شنبه ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ] [ 12:6 ] [ الف_کسره ]
میان تکتک کلماتم ارتباط برقرار کردهام.