«باید تیر دیگری برداشت
باید با گلوله در آمد
این که اینک قطره
قطره
قطره
جاری است
بر بام‌های ناشناس،
در معابر بی‌نام
این خون متلاشی و جوان رفقاست

ای گرم‌ترین آفتاب! 
بر شانه‌هامان بتاب
ای صمیمی‌‌ترین آغاز!
ای تفنگ، ای یار وفادار! 
یار باش
برویم فتح کنیم فردا را...»

_خسرو گلسرخی_

 

آپلود عکس

Daddy's going back_1941 لندن