Go ahead and talk sh about my G G generation
زمین سرد است. مغزهای روی شیرینی بین دندانهایم گیر کرده است. منتظرم لپتاپ شارژ شود. حوصله نداشتم متنهای لعنتی را ویرایش کنم. حوصله ندارم تکالیف لعنتیتر را بنویسم. لیمپ بیزکیت گوش میدهم. چندروزی است چسبیدهام به یکی دو ترکشان. تازه فهمیدهام که چقدر منفور بودند و با تقریباً تمام بندهای مورعلاقهام دعوایی داشتند. این دراماهای نیومتالی جالب است. باید در کانال بگذارم.
اگر توی اتاقم بودم، حسابی میخوابیدم. اگر توی کتابخانۀ دانشکده بودم، حسابی کار میکردم. توی راهروی کمی تنگوتاریک این یکی دانشگاه، فقط نشستهام و منتظرم لپتاپ شارژ شود؛ و البته آهنگ گوش میکنم و اینجا مینویسم. بدجور خستهام.
نمیدانم چه بنویسم.
آه.
+ [ پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۲۲ ] [ 13:36 ] [ الف_کسره ]
|
میان تکتک کلماتم ارتباط برقرار کردهام.